ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
372
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
مراسم عقد نكاح نزد طائفيان اين چنين است كه يكى از نزديكان دختر به او مىگويد : فلان را به ازدواج تو درآوردم ، بدون آن كه فقيهى را حاضر كنند يا مهرى را تعيين نمايند . زنان آنها خود را در حجاب و پوشش از مردان قرار نمىدهند . جناب احمد فيضى پاشا فرمانده نظاميان سرتاسر حجاز كه پيش از آن سابقهء خدمت در يمن را داشت ، مىگويد : قبيلههايى در عسير وجود دارند كه دختران خود را در ميان مردان رها نمودهاند تا با آنان مخلوط شوند ، آميزش كنند و حامله شوند ، آنگاه دختر را به ازدواج كسى كه از او حامله شده است درمىآورند . و اگر حامله نمىشد ، در نزد آنان سرافكندگى به شمار مىآمد . در مسقط ، ازدواج دو مرد با يكديگر مرسوم است و همانند زنان در خانههايشان پوششى بر آنان قرار مىدهند و دستان آنان را به حنا آغشته مىكنند و چشمانشان را سرمه كشيده ، موهاى صورت آنها را مىتراشند . « 1 » طائف در آغاز محل سكونت عمالقه بوده
--> ( 1 ) - اين رسم مرا به ياد رسومات مردمان سواكن در سودان و مربوط و سيوه در غرب كشور مصر انداخت . در سواكن اين چنين مرسوم است كه هر گاه مردى قصد ازدواج كند در مجلسى او و نامزدش به همراه دوستان هم سن و سالشان را گرد هم آورده آنگاه نيم تنه بالاى مرد را لخت نموده و چندين ضربه تازيانه بر پشت و بين دو شانه او وارد مىكنند ، هر آنگاه اظهار بىتابى نمود و يا سخنى به عجز و لابه به زبان آورد ، زن از او روى بر تافته و او را به همسرى نمىپذيرد و اگر تحمل تازيانهها را داشت ، او را همسرى لايق براى خود به شمار مىآورد . در اين حال هم سن و سالهاى او را « اخ البنات » يا برادر خود مىنامند و سپس در شب زفاف ، عروس به همراه هفت تن از دوستانش ، همگى لباس عروسى به تن مىكنند ، سپس داماد در حالى بر آنان وارد مىگردد كه همگى چهره خود را از او پوشانيدهاند و هر گاه داماد نتواند همسر خود را از ميان آنان تشخيص دهد ، مدت هفت روز مىبايست از آنان پذيرايى كند و پس از هفت روز مجددا ، اين مراسم تكرار مىگردد و همچنان اين مراسم تا هفت بار تكرار شده و در بار هفتم خانوادهء داماد با آرايشگر عروس براى شناسايى عروس تبانى مىكنند تا داماد بتواند او را از ميان دوستانش تشخيص دهد آنگاه مراسم عروسى برگزار مىگردد . از ديگر عادات اهل سواكن آن است كه هر گاه زن پردهء اتاق خود را بياويزد ، شوهر اجازهء ورود به اتاق را ندارد مگر آن كه شوهر پرده را كنار زند ، همچنين اگر دختر باكرهاى از زنا باردار شود ، مورد ملامت خانواده خود قرار نمىگيرد بلكه مىگويند : « اين روزى است كه ما در پى آن بوديم » و هر آنگاه حامله نشود گفته مىشود : « اى واى ، كس ديگرى به تو نظر نمىافكند ! » و از ديگر عادات آنان ختنهء زنان است .